شعرجديد امام زمان(عج) حاج محمود كريمى براى شهادت امام سجاد(ع)

از ماه سراغ  تو گرفتم كه كجايي

چشمش پر اختر شد و گفتا كه سه جايي

 

از ماه سراغ  تو گرفتم كه كجايي

چشمش پر اختر شد و گفتا كه سه جايي

يا بين بقيع خاك نشسته به هوايت

يا پشت سر قافله يا كرب و بلايي

چون حضرت سجاد روي ناقه نشسته ست

امشب به مدينه به گمانم كه نيايي

همگام قدمهاي پر از آبله هستي

همپاي يتيمان و رئوس الشهدايي

از لحظه آغاز سفر با غل و زنجير

از كنگره عرش بلند است صدايي

اين ناله زهراست كه مي گويد از آن شب

مادر به فداي تو كه سرگرم خدايي

اموال تو غارت شده ي هر دله دزدي

دور سر تو خنده هر بي سرو پايي

بي حاجت خود آمدم اي يوسف زهرا

من هيچ ، بميرم كه پر از مشغله هايي

من آمدم امشب به عزاي تو بگريم

اي صاحب عزا جان به فداي تو كجايي

امشب لبالب می شود دخل همه خمارها

امشب لبالب می شود دخل همه خمارها

وا می شود با جام می از تشنگان افطارها

گویند کافر می شوم مست و قلندر می شوم

بی پا و بی سر می شوم سر دسته عیارها

از شوق دست افشانم و شعر جنون می خوانم و

در پای دار عشق چون حلاج ها تمارها

ادامه نوشته

باید به روی آینه آنقدر ها کنم

باید به روی آینه آنقدر ها کنم
تا روی شیشه اشک نفس را رها کنم
گندم برای آمدنت سبز می کنم
آن لحظه ایی که در لحد خویش جا کنم
اسفند دانه دانه شب و روز جمع شد
باید به مجمر دلم آتش به پا کنم
دل شد سیاه بس که طلوع تو را ندید
باید برای خویش دلی دست و پا کنم
یا اینکه باید از دم پرچین قلب خود
یک پنجره به جانب خورشید واکنم
بگذار تا ز ره برسی بعد سالها
آنگه بیا ببین که چنین و چه ها کنم
آن روز می شود حرمت کنج سینه ام

وقتی که پای تا سر خود کربلا کنم

شاعر:استاد حاج محمود کریمی

جانانی و جان بر تو سپردیم و نمردیم

جانانی و جان بر تو سپردیم و نمردیم
در هُرم نگاه تو فسردیم و نمردیم
نقش است به پیشانی چین‌خورده ز غیرت
ما جان به در از داغ تو بردیم و نمردیم
ابرو گره در هم زده چشمان شفق‌رنگ
دندان به لب خویش فشردیم و نمردیم
اقبال نگون‌بخت نگر كاین همه سر را
تا مرز قدم‌های تو بردیم و نمردیم
ظرف دل بی‌حوصله جوش آمد و سر رفت
خون دل جاری‌شده خوردیم و نمردیم
یك عمر نفس آمد و برگشت و به تسبیح
سنّ دل بی‌عار شمردیم و نمردیم
ما زنده به عشقیم كه با عشق بمیریم
صد مرتبه از داغ تو مردیم و نمردیم

شاعر:استاد حاج محمود کریمی

مناجات با امام زمان(عج)

سلام ای مهر از روی تو پیدا  

رخت پنهنا وانوارت هویدا

الهی خانه ات آباد جانا   

سلام ای خانه ات دلهای شیدا

سلامم بر نماز وبر سلامت   

سلامم بر قنوت وربنایت

سلامم بر قیام و بر قعودت   

به قرآن وبه تبیین وصدایت

سلام من به لبخند ملیحت   

سلام من به اشک وگریه ها وهاهایت

دعا کردی من بی معرفت را   

به قربان مناجات ودعایت

رکوع وسجده ات تفسیر معراج  

سلام من به مهر کربلایت

به گرد راه خود هم یک نگاهی    

نشسته گرد غم بر شانه هایم

عزاداری عزادارم به حزنت   

به قربان پر شال عزایت

من نالایق وهمراهیت کاش    

بیایم کربلا از رد پایت

تمام آسمان را غم گرفته   

دلم را حزن یک ماتم گرفته

بهشتی که در آن جای عزا نیست   

محرم آمدوماتم گرفته

دوباره خان ها ماتم سرا شد  

حسینیه شد وکرببلا شد

حلال ماه غم شد خنجری و   

میان قلب آل ال...جا شد

همه مانند زهرا نوحه خوانند   

ملائک سینه زن در آسمانند

در این بزم عزا ما میهمانیم   

ابوالفضل وشهیدان میزبانند