تیری که سمتش رفت هم حتی-مدح ومصیبت امام حسن مجتبی(ع)

تیری که سمتش رفت هم حتی ، مثل کمان قدش کمانی بود

از دست آدمها! رها میشد ، شرمنده از این ناتوانی بود

تابوت گل را بوسه زد افتاد ، از شدت شرمندگی جان داد

درپای مردی آسمان پیشه ، مردی که صلحش جان فشانی بود!

مردی که تنها رفت تا میقات ، دلخسته از تفریط و از افراط

برقلب پاکش صدهزاران زخم ، از مومنان نهروانی بود

ای کاش زخمش زخم خنجر بود ، زخم زبان از مرگ بدتر بود

زخم زبان هایی که او میخورد ، پاداش عمری مهربانی بود

ازبس که عمری ابن ملجم ها ، با اسم یاری دور او بودند

وقت نمازش هم زره می بست ، مردی که اوج پهلوانی بود

هی برد دندان بر جگر آخر ، صبرش به لب آمد ولی پرپر!

آن روز تشت خانه چون دشت ، گل های سرخ و ارغوانی بود

دلخسته بود از همنشینی ها ، با قاتلین مادرش زهرا

زهری که نوشید آخرش ،تنها ، شیرینیش در زندگانی بود...

باتشکر از جناب آقای محسن کاویانی بابت این شعر زیبا.

مرا عهدیست با جانان

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم

همیشه خیمه ی ماتم به پا، بهر حسن دارم

پر از شورم، پر از عشقم، زنم فریاد نامش را

برای دارِ این آقا، سری دارم پر از غوغا

الا یا ایّها الساقی، اَدِر کاسا و ناولها

سلام ای صاحب احسان، حسن حلالِ مشکل ها

سلام ای مهر بی پایان، سلام ای دیده ی گریان

به چشمان من از بالا، کمی نازل نما باران

سلام ای صبر بی همتا، صدای روضه ی زهرا

کمی از دردهایت را، بگو با نوکرت آقا

سلام ای غربت مطلق، سلام ای مظهر یا حق

سلام ای روضه ی کوچه، به زهرا کن مرا ملحق

الا یا ایّها المولی، الا یا ایّها المظلوم

امیر بی سپه سالار، سلام ای بغض در حلقوم

دلی دارم گرفتارت، گرفتارِ گرفتارت

منم یارت، منم زارت، منم آقا علمدارت

تگاهم کن رحیمانه، دعایم کن کریمانه

اسیرم کرده ای ممنون، رهایم کن ز بیگانه

ز چشمت خون معلوم است، غمی در سینه ات داری

غم یاس جوان مرگی، که از چشمت شده جاری

خدا تنها خبر دارد که چشمانت چه سان می سوخت

در آن لحظه که از سیلی رخ یاس جوان می سوخت

خدا تنها خبر دارد چگونه خانه برگشتی

پس از آن گوشه گیر روضه های پشت در گشتی

خدا تنها خبر دارد چه شب هایی نخوابیدی

چه حالی می شدی وقتی زنی را خسته می دیدی

خدا تنها خبر دارد چرا دم ساز غم بودی

چه شب هایی سر قبر شهید بی حرم بودی

خدا تنها خبر دارد چه آمد بر سرت کوچه

به سیلی خون روان شد از جمال مادرت

خدا لعنت کند آن را که پیش تو جسارت کرد

همان که خنده را از روی لبهای تو غارت کرد

بیا یابن الحسن با ما بخوان أینَ الحسن امشب

بگو شرح تن آن تابوت و جسم بی کفن امشب

nayede.ir