دو دریا(زبان حال حضرت زینب)

قرآن سوره سوره زهرا حسین من

اوراق پاره پاره به صحرا حسین من

این غم مرا کشد که سرت را بریده اند

لب تشنه در میان دو دریا حسین من

مگذار قاتلت ببرد سوی کوفه ام

زیرا که مانده جان من اینجا حسین من

مگذار تا تو باشی و ما را کنار تو

نامحرمان کنند تماشا حسین من

قرآن من چرا اثر سُم اسب هاست

بر روی آیه های تو پیدا حسین من

ما گریه می کنیم ولی بیشتر به گوش

آید صدای گریه ی زهرا حسین من

عباس کو که خولی و شمر و سنان شدند

با کعبه نیزه همسفر ما، حسین من

ای کاش زود تر ز تو من کشته می شدم

بعد از تو خاک بر سر دنیا حسین من

باشد تمام هستی"میثم"ولای تو

در پیشگاه فاطمه فردا حسین من

شاعر:استاد غلامرضا سازگار

خار جمع كردن امام حسین (ع) در شب عاشورا و رویارویی حضرت زینب(س) با ایشان و گفتگو كردن آن دو بزرگوار.

دشت در تاریكی ست
تكه نوری پیداست
مانده است مبهوت كه عجبا خورشید
ره گم كرده در دل تاریكی شب؟!
ماه بانوی حرم
چند گامی برداشت
آمد از دور به سمت رخ زیبای شمس...
ادامه نوشته

مناظره کعبه و کربلا

گفت باکرب وبلا کعبه من از تو بهترم

تو بیابانی و من بیت خدای اکبرم

کربلا در پاسخش گفتا اگر تو خانه ای

من همه خون خدا میجوشد از بام ودرم

گفت باکرب وبلا کعبه من از تو بهترم

تو بیابانی و من بیت خدای اکبرم

کربلا در پاسخش گفتا اگر تو خانه ای

من همه خون خدا میجوشد از بام ودرم

کعبه گفتا مرد وزن برگرد من آرد طواف

من مطاف مسلمین از کهتر و از مهترم

کربلا گفتا چگویی؟هر شب آدینه من

میزبان انبیااز اولین تا آخرم

کعبه گفتا انبیا هم دور من گردیده اند

تو کجاومن کجا؟تو دیگری من دیگرم

کربلا گفتا که روح انبیا را کعبه ای است

آن منم زیرا مزار زاده ی پیغمبرم

کعبه گفتا مرتضی در من به دنیا آمده

این شرافت بس که من خود زادگاه حیدرم

کربلا گفتا علی بوده سه شب مهمان تو

من حسینش را گرفتم تا قیامت در برم

کعبه گفتا من صفا ومروه دارم در کنار

وصف اسماعیل باشد خاطرات هاجرم

کربلا گفت این منم در خیمه گاه وقتلگاه

سعی هقتادو دو ثارال... را یادآورم

کعبه گفتا چاه زمزم را کنار من ببین

سال هاوقرن ها جوشد زدامان کوثرم

کربلا گفتا که زمزم را چه با خون حسین

زمزم تو آب ومن خون خدا را ساغرم

کعبه گفتا بوده دحوالارض در دامان من

من همانا بر تمام آفرینش محورم

ناگهان از حق نادآمد حرم خاموش باش

تو کجا وکربلا ؟هر چند هستی محترم

کربلا دارد به کل آفرینش افتخار

کربلا گوید که من عرش خدا را زیورم

نخل((میثم)) نخله ای باشد زنخلستان من

بیت بیت آتشین آن بود برگ و برم

شاعر استاد غلامرضا سازگار