هنوز از خاطره های مدینه دلم کبابه

عنوزم رو دستای من جای رد یه طنابه

هنوزم دلم میسوزه با یاد آتیش و هیزم

هنوزم یادمه تو کوچه خنده های تلخ مردم

هنوزم تو فراغ فاطمه ام خونه نشینم

روزی صد دفعه میمیرم تا مغیره رو می بینم

یتیمای پشت در رو بیارید امشب کنارم

نمیخوام حرف نگفته وقت رفتنم بذارم

آی یتیما خوب ببینید صورت سه نور عینم

اینه زینب اینه عباس،ببینید این حسینم

اگه روی نیزه دیدید یه روزی خورشید و ماه رو

یادتون باشه ببندید سوی ناموسش نگاه رو...


سروده : استاد حاج محمود کریمی